السيد الطباطبائي
46
شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )
روانترين بيان ايراد نموده است . « 1 » وى دستور زبان عربى را وضع كرد و اساس ادبيات عربى را بنياد نهاد . وى اول كسى است در اسلام كه در فلسفه الهى غور كرده « 2 » به سبك استدلال آزاد و برهان منطقى سخن گفت و مسائلى را كه تا آنروز در ميان فلاسفه جهان مورد توجه قرار نگرفته بود طرح كرده و در اين باب به حدى عنايت به خرج مىداد كه در بحبوحه « 3 » جنگها به بحث علمى مىپرداخت . 3 . گروه انبوهى از رجال دينى و دانشمندان اسلامى را تربيت كرد « 4 » كه در ميان ايشان جمعى از زهاد و اهل معرفت مانند اويس قرنى و كميل بن زياد و ميثم تمار و رشيد هجرى وجود دارند كه در ميان عرفاى اسلامى مصادر عرفان شناخته شدهاند و عدهاى مصادر اوليه علم فقه و كلام و تفسير و قرائت و غير آنها مىباشند . انتقال خلافت به معاويه و تبديل آن به سلطنت موروثى پس از شهادت اميرالمؤمنين على عليه السلام به موجب وصيت آن حضرت و بيعت مردم ، حضرت حسن بن على عليه السلام كه پيش شيعهء دوازده امامى ، امام دوم مىباشد متصدى خلافت شد ، ولى معاويه آرام ننشسته به سوى عراق كه مقر خلافت بود لشكر كشيدهبا حسن بن على به جنگ پرداخت . وى با دسيسههاى مختلف و دادن پولهاى گزاف تدريجاً ياران و سرداران
--> ( 1 ) . اشباه و نظاير سيوطى در نحو ، ج 2 و ابن ابىالحديد ، ج 1 ، ص 6 ( 2 ) . رجوع شود به نهج البلاغه ( 3 ) . در بحبوحه جنگ جمل عربى خدمت على عليه السلام عرض كرد : يا اميرالمؤمنين تو مىگويى خدا واحد است ؟ مردم از هر طرف به او حمله كرده گفتند : اى عرب مگر پراكندگى قلب و تشويش خاطر على را مشاهده نمىكنى كه به بحث علمى مىپردازى ؟ على عليه السلام به اصحاب خود فرمود : اين مرد را به حال خود بگذاريد ، زيرا من در جنگ با اين قوم هم جز روشن شدن عقايد درست و مقاصد دين منظورى ندارم ، سپس تفصيلا به پاسخ سؤال عرب پرداخت . « بحارالانوار ، ج 2 ، ص 65 » ( 4 ) ابن ابىالحديد ، ج 1 ، ص 6 - 9